مژگان عباسلو
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
عـشق ما گوزن بود !بـزرگ و قوی . .اما چـیزهای قـوی تری هم وجـود داشتمـثل قـطارکه تو را با خود بـردو از گوزن لاشـه ای روی ریـل هـا باقـی گـذاشـت . . .شاعر: مژگان عباسلو برچسبها: مژگان عباسلو
مژگان عباسلو
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
تو را از دست دادم آی آدم های بعد از توچه کوچک مـی نماید پیش تو غمهای بعد از تو تو را از دست دادم ، تو چه خواهی کرد بعد از من ؟ چه خواهم کرد بی تو با چه خواهم های بعد از تو ؟ تو را از دست دادم ، از همین زخم است مي یبینی ؟ دهانش را نمـــــی بندند مرهم های بعد از تو " تو را از یاد خواهم برد کم کم " بار...
گروس عبدالمکیان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
پرواز هم دیگر رویای این پرنده نبوددانه دانه پرهایش را چیدتا بر این بالش خواب دیگری ببیند! شاعر:xa0گروس عبدالمکیانبرچسبها: گروس عبدالمکیان
جلیل صفربیگی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
اگر من نبودماگر برادرم نبودگرسنگی کجا زندگی می کرد؟ شاعر: جلیل صفربیگی برچسبها: جلیل صفربیگی تاريخ : پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ | 22:1 | نویسنده : خاطره معین |
یک داستان آموزنده
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
روزی روزگاری یک درخت بود ...و او یک پسر کوچولو را دوست داشتو آن پسر هر روز می آمد و برگ های درخت را جمع می کرد واز آنها تاجی می ساخت و سلطان جنگل می شد. او از تنه درخت بالا می رفتو از شاخه هایش آویزان شده و تاب می خورد ... و از آن سیب می خورد و با هم دیگر قایم باشک بازی می کردند.و هنگامی که پسر خسته...
حسین صفا
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
اگه شکسته پای من،گریه نکن عصای منهر چی شکسته بنویس،به پای گریه های من اگه تمومه طاقتت،نمونده روز راحتت نگاه با صداقتت،غنیمته برای من آینه و شمعدون نمی خوام،من لب خندون نمی خوام هر چی که خنده ست واسه تو،هر چی غمه برای من بخند و از خنده بگو،از غم بازنده بگو عمر بزرگوارتو،تلف نکن به پای من عشق منو می خ...
فلورا تاجیکی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
بعد از توافراد زیادی دلم را لرزانده اند رهگذری با چشمهای شبیه تو گلفروشی که بوی عطر تو را می داد پزشکی که دقیقا مثل تو اسم کوچکم را صدا زد و پرستاری که هرروز شبیه تو قرص هایم رادر دهانم می گذارد شاعر:xa0فلورا تاجیکی برچسبها: فلورا تاجیکی
حمید مصدق
-
تاریخ: 1395/9/2 ساعت: 0:31
من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم میبندم من صبورم اما چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یك شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما بی دلیل از قفس كهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب و چراغی كه تو ر...
لیلا مؤمنپور
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 3:29
xa0 هوا سرد است من ازعشق لبریزمچنان گرممxa0چنان با یاد تو در خویش سرگرممxa0که رفت روزها و لحظهها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما منxa0به شور و شوق دلگرممxa0چه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟xa0تو را هر شب درون خواب میبینم.. تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینمxa0و وقتی از میان کوچه میآییx...
احمد شاملو
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 9:11
تـن تـو آهـنگی است و تـن من کلمه ای است که در آن می نـشیند تا نـغمه ای در وجود آیـد سروده ی که تـداوم را می تـپد در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست: قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد. و در سکـوتـت همه صداها فـریـادی که بـودن را تـجربـه می کـند. شاعر:احمد شاملو
سید حسین حسینی
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 9:11
آن چه از هجران تو بر جان ناشادم رسيد xa0 از گناه اولين بر حضرت آدم رسيد xa0 گوشهگيری كردم از آوازهای رنگرنگ xa0 زخمهها بر ساز دل از دست بی دادم رسيد xa0 قصه شيرين عشقم رفت از خاطر ولی xa0 كوهی از اندوه و ناكامی به فرهادم رسيد xa0 مثل شمعی محتضر آماج تاريكی شدم xa0 تير آخر بر جگر از چله ی بادم رسيد x...
کریم رجب زاده
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:52
قرار بعدی: تالار مردگان، اولین پنجشنبه ای که من نیستم. نه گل، نه گلاب، نه خیرات تو را می خواهم که پای هیچیک از قرارهامان نیامدی. شاعر: کریم رجب زاده xa0
احمد عزیزی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:52
باز هوای سحرم آرزوستخلوت و مژگان ترم آرزوست شکوه غربت نبرم این زمان دست تو و روی توام آرزوست خسته ام از دیدن این شوره زار چشم شقایق مگرم آرزوست واقعه دیدن روی ترا ثانیه ای بیشترم آرزوست جلوه این ماه نکو را ببین رنگ و رخ روی توام آرزوست این شب قدرست که ما با همیم من شب قدری دگرم آرزوستحس ترا می کنم ا...
محمدرضا شفیعی کدکنی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:52
در دوردست باغ برهنه چکاوکیبر شاخه می سرایداین چند برگ پیروقتی گسست از شاخآندم جوانه های جوانباز می شودxa0بیداری بهارآغاز می شودxa0 شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی
فاضل نظری
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:52
آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش آن نیزه که می برد سر بی بدنش را پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد با خار عوض کرد گل پیرهنش را زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد شمعی به طواف آمده پر پر زدنش را آغوش گشاید به تسلای عزیزان یا خاک کند ...
دنیا غلامی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:52
امروز پست جدیدم باشعری از دوست خوبم دنیا غلامی تزیین می کنم آن جا که می نویسد: ... همیشه که نبایدنوشت سبد پراز رخت های چرک خانه ی گردگیری نشده هم شعراست یک شعر تلخ ناتمام از زنی که تمام شده است.... شاعر: دنیا غلامی
غلامرضا طریقی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:51
این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده استکـــه بـــه عشق تو قمــــر قاری قرآن شده استمثــل من باغچـــــه ی خانــه هـــــم از دوری تــــوبس که غم خورده و لاغر شده گلدان شده استبس کـــه هر تکــه ی آن با هوسی رفت ، دلمنسخه ی دیگری از نقشه ی ایران شده استبی شک آن شیخ که از چشم تو منعم می کردخبـــــر از آمد...
ليلا كُردبچه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:51
از هر درختی طنابی آویخته است که هر روز گناه تازه ای گردنم می اندازد و مرگ گرهی محکم است که دستی اگر بازش می کرد صدای قهقهه لای دندان جمجمه ها نمی پوسید . xa0 xa0شاعر:ليلا كُردبچه